الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

353

شرح كفاية الأصول

اگر مراد صاحب حاشيه ، سنّت به اين معنا باشد ، وجوب رجوع به سنّت و حجّيت آن ، با حجّيت خبر واحد ملازمه دارد . نظر مصنّف ( ردّ كلام شيخ ) مصنّف در ردّ كلام شيخ مىگويد : خود صاحب حاشيه مشخص كرده كه مقصودش از سنّت ، سنّت به معناى اعمّ است نه اخصّ ، زيرا در ذيل كلامشان فرمودند : « لا ريب انّ السنّة المقطوع بها اقلّ قليل و ما يدلّ على وجوب الرجوع الى السنّة فى زماننا هذا ، يفيد اكثر من ذلك للقطع بوجوب رجوعنا اليوم فى تفصيل الاحكام الى الكتب الاربعة و غيرها من الكتب المعتمدة . . . » و تعبير به كتب أربعه و غير آن ، قرينه است بر اينكه مقصود ايشان از سنّت ، حاكى است نه محكّى . و لذا مصنّف ، اشكال شيخ را بر ايشان وارد نمىداند ، و دو اشكال ديگر بر صاحب حاشيه مىكند ، كه به اين شرح است : اشكال اوّل مصنّف واجب بودن رجوع به كتاب و سنّت ( به آن معناى اعمّ كه شامل اخبار و حاكيات هم مىشود ) دليل نمىشود كه خبر واحد ( كه حاكى از سنّت است و مظنون الصدور مىباشد ) مستقيما و ابتداء حجّت شود . توضيح مطلب - براى به دست آوردن احكام و تكاليف از روايات ، سه مرحله وجود دارد : 1 - رجوع به اخبار صحاح است ، يعنى ابتدا به خبرهاى صحيحه و متيقّن الاعتبار رجوع مىشود ، و اين در صورتى است كه اخبار صحاح ، احكام و تكاليف را تأمين كند و مقدار آنها كفايت نمايد . 2 - اگر اخبار صحاح ، كفايت نكند ، رجوع به روايات موثّقه ( كه نسبت به ساير روايات « 1 » ، معتبرند ) مىشود و از مجموع اخبار صحاح و موثّقه ، احكام به دست مىآيد . 3 - اگر احكام ، بيش از اخبار صحاح و موثقه باشد ، به « احتياط » رجوع مىشود ، به

--> ( 1 ) . مانند روايت حسن و ضعيف .